تبلیغات
دکتر محمودرضا روحانی - فوبی یا ترس

دکتر محمودرضا روحانی

روانشناس بالینی


 

اضطراب و ترسهای مرضی (فوبی ها )

 

مقدمه :

اضطراب یك احساس طبیعی برای انسان به حساب می آید همه ما آن را وقتی با موقعیتهای تهدید كننده یا دشوار روبرو می شویم، تجربه می كنیم.

مردم اغلب این احساس را استرس ( فشار روحی) می نامند اما واژة استرس می تواند برای دو معنی مختلف بكار گرفته شود. از یكسو عواملی كه ما را مضطرب می سازند و از سوی دیگر واكنش ما به این عوامل. این امر سبب می شود این واژه گمراه كننده باشد و لذا ما این واژه را استفاده نخواهیم كرد.

زمانی كه اضطراب حاصل یك مشكل ادامه دار مانند مشكلات مالی باشد ما آن را نگرانی (Worry) می نامیم، اگر این یك پاسخ سریع به یك تهدید ناگهانی باشد مانند نگاه به پایین از بالای یك صخره یا مواجهه با یك سگ خشمگین (Dog) ما به آن واژه ترس را می دهیم. بطور معمول هر دوی ترس و اضطراب می توانند مفید باشند كه به ما كمك می كنند از موقعیت های خطرناك پرهیز كنیم، ما را هوشیار می سازند و به ما انگیزه  می دهند تا به مشكلات فائق آئیم.

اما چنانچه این حس ها بیش از حد قوت گیرند یا بمدت طولانی ادامه یابند. می توانند ما را از انجام اموری كه قصد انجامشان را داریم باز دارند و زندگی را برایمان بسیار ناخوشایند سازند.

یک فوبی ( ترس مرضی)، هراس از موقعیت ها یا چیزهایی است که خطرناک نیستند و اغلب مردم آنها را مشکل زا نمی دانند.

علائم

ذهنی

جسمی

احساس نگرانی دائم

ضربانهای نامنظم قلبی ( طپش قلب )

احساس خستگی

تعریق

ناتوانی در تمرکز ذهنی

دردها و تنش عضلانی

تحریک پذیری

تنفس سنگین

بدخوابی

سرگیجه

 

بی حالی

 

سوهاضمه

 

اسهال

 

این علائم بسادگی از نظر افراد مضطرب به عنوان بیماریهای شدید جسمی تلقی می شوند. همچنان که در بالا ذکر شدند. اما این علائم تنها گهگاه و در موقعیت های خاص ایشان را می ترسانند و سایر موارد، این افراد احساس اضطراب نمی  کنند.

اگر شما ترس مرضی از سگ داشته باشید وقتی که سگی در اطرافتان نیست احساس خوبی دارید. اگر ارتفاع شما را می ترساند، زمانی که طبقه همکف هستید اضطرابی نخواهید داشت.

و چنانچه شما قادر به مواجهه باجمع نیستید، وقتی افراد دیگر دوروبرتان نباشند احساس آرامش خواهید کرد. ترس مرضی بیمار را وادار می سازد از موقعیت هایی که می  دانند باعث اضطرابشان خواهند شد. دوری کنند، اما در واقع این امر باعث می شود ترس مرضی با گذشت زمان بدتر شود. این می تواند همچنین بدین معنی باشد که زندگی فرد بطور روز افزون تحت سیطره امور احتیاطی قرار می گیرد که فرد به منظور دوری از موقعیت هراس زا مجبور به انجام آنهاست بیماران معمولا" می دانند كه هیچ خطر واقعی وجود ندارد، ایشان ممكن است به خاطر این ترس احساس سبك مغزی و حماقت كنند اما با این وجود قادر به كنترل آن نباشند. یك ترس مرضی چنانچه پس از یك حادثه ناخوشایند یا ناراحت كننده ایجاد شده باشد. بیشتر احتمال رفع شدن دارد.

آیا آنها شایع هستند؟

حدود یك دهم افراد در مرحله ای از زندگی خویش دچار اضطراب مشكل آفرین یا ترس های مرضی می شوند با این وجود، اغلب این افراد هرگز خواهان درمان نمی شوند.

  

علل :

 بنظر می رسد برخی از ما با یك استعداد به مضطرب شدن زاده می شویم تحقیقات احتمال می دهند كه اضطراب می تواند از طریق ژن های ما به ارث رسند. در صورتی كه حتی افرادی كه بطور طبیعی اضطراب ندارند، چنانچه زیر فشار كافی قرار داده شوند می توانند مضطرب شوند.

گاهی اوقات آنچه باعث اضطراب می شود آشكار است وقتی مشكل ناپدید می شود به همان ترتیب اضطراب هم از بین می رود. با این وجود، گاهی اوقات موقعیتهایی هستند كه چنان تهدیدآور و ناراحت كننده عملمی كنند كه اضطراب ناشی از آنها می تواند مدت مدیدی پس از رفع این موقعیتهای خاص پابرجا بماند. اینها اغلب موقعیتهای تهدید كننده زندگی مانند تصادفات ماشین، تصادف قطارها یا آتش سوزی ها هستند. افراد درگیر در این موقعیتها می توانند ماهها یا سالها بعد از حادثه عصبی بوده و احساس اضطراب بكنند حتی اگر به لحاظ جسمی آسیبی ندیده باشند. این بخشی از آنچه ما در حال حاضر بعنوان بیماری اضطراب بعد از حادثه می شناسیم، به حساب می آید.

گاهی اوقات داروهای خیابانی مانند آمفتامین LSD یا اكستازی Ecstasy می توانند سبب اضطراب شوند.

حتی كافئین موجود در قهوه می تواند برای اینكه برخی از ما را بطور ناخوشایندی مضطرب كند كافی باشد!

از سوی دیگر ممكن است علت اینكه فرد خاصی احساس اضطراب می كند روشن نباشد، چرا كه این مشكل ناشی از آمیزه ای از شخصیت ایشان، اتفاقاتی كه برایشان افتاده یا تغییر در زندگی همچون حاملگی باشد.

یاری طلبی

چنانچه زیر فشار زیادی قرار گیریم، ممكن است احساس اضطراب و ترس بمدت طولانی داشته باشیم. ما اغلب با این حس ها سر می كنیم چون می دانیم چه عاملی آنها را ایجاد كرده و اینكه نهایتا" این وضعیت به پایان خواهد رسید. بعنوان مثال، اكثریت ما بیش از انجام امتحان رانندگی بسیار مضطرب می شویم اما ما می توانیم با این موقعیت كنار آئیم چرا كه می دانیم این احساسات به محض اتمام امتحان ناپدید خواهند شد.

با این وجود، برخی از ما این احساس اضطراب را بمدت طولانی و بدون اطلاع از منشاء ایجادشان داریم و بنابراین از اینكه چه زمانی این احساسات پایان خواهند گرفت بی اطلاعیم. مقابله با این وضعیت بسیار دشوارتر بوده و معمولا" نیاز به كمك از جانب شخص دیگری دارد. افراد گاها" نمی خواهند درخواست كمك كنند. چون فكر می كنند دیگران ممكن است فكر كنند آنها دیوانه اند. در حقیقت افراد مبتلا به اضطراب و ترسها بندرت یك بیماری روانی جدی دارند. خیلی بهتر است هر چه زودتر از دیگران كمك بگیرند تا آنكه در تنهایی رنج بكشید.

مبتلایان به اضطراب و ترس های مرضی ممكن است حتی با اعضای خانواده یا دوستان نزدیك خود در خصوص مشكلشان صحبت نكنند. حتی در اینصورت نیز معمولا" كاملا" واضح است كه اوضاع روبراه نیست. بیمار ممكن است بنظر رنگ پریده عصبی بیاید و بسادگی با صداهای طبیعی مثل زنگ در یا بوق ماشین از جا بجهد این افراد ممكن است تحریك پذیر باشند و این می تواند سبب بروز بحث و جدل لفظی با افراد نزدیك به ایشان شود. بویژه اگر اعضای خانواده نفهمند چرا بیمار احساس می كند كه نمی تواند امور خاصی را انجام دهد. اگرچه دوستان و اعضای خانواده می توانند ناراحتی و مشكل ناشی از اضطراب را دریابند، ممكن است كنارآمدن با آن را بخصوص اگر ترسها غیرمنطقی بنظر آیندمشكل بیابند.

اضطراب و ترسهای مرضی در كودكان

اغلب كودكان در مراحلی از زندگی خود از برخی چیزها بشدت دچار وحشت می شوند. بعنوان مثال، كودكان نوپا بسیار به افرادی كه مراقب ایشان هستند وابسته اند اگر به هر دلیل آنها از بزرگترهای خود جدا افتند می توانند بشدت مضطرب یا آشفته شوند. خیلی از بچه ها از تاریكی یا هیولاهای خیالی وحشت دارند.

این ترسها معمولا" وقتی كودك بزرگتر می شود ناپدید می شوند و معمولا" زندگی كودك را ضایع نمی كنند یا بر روند تكامل ایشان تاثیرینمی گذارد آنها اغلب در مورد رویدادهای مهمی مانند اولین روز مدرسه مضطرب خواهند شد اما متعاقبا" ترسشان از بین خواهد رفت و قادر می شوند روال عادی زندگی را پی گیرند و از موقعیت جدید لذت ببرند.

نوجوانان اغلب ممكن است بدخلق باشند آنها گرایش دارند به اینكه در خصوص ظاهرشان، اینكه دیگران در موردشان چگونه فكر  می كنند، عموما" چگونه با مردم سركنند نگران باشند اما این نگرانی بویژه در خصوص نحوه رفتار با جنس مخالف صادق است با این نگرانی ها معمولا" می شود با صحبت درباره شان برخورد كرد. با این وجود، اگر آنها بیش از حد قوی باشند دیگران ممكن است متوجه شوند كه این نوجوانان وضعیت تحصیلی مناسبی ندارند رفتارشان متفاوت است ویا جسما" احساس بیماری می كنند.

چنانچه یك كودك یا نوجوان چنان احساس اضطراب یا ترس كند كه سبب لطمه به زندگیش بشود، درخواست از پزشك خانواده جهت توجه به مشكل موجود اقدام مناسبی خواهد بود.

یاری به افراد مبتلا به اضطراب و ترسهای مرضی

گفتگو در مورد مشكل، این روش می تواند وقتی كه اضطراب ناشی از حوادث اخیر همچون ترك همسر، بیماری كودك یا از دست دادن شغل می باشد، كمك كننده باشد. با چه فردی گفتگو كنیم پاسخ، دوستان یا بستگانی هستند كه به آنها اعتماد دارید، به نقطه نظراتشان احترام می گذارید آنهایی كه شنوندگان خوبی هستند. ایشان ممكن است خود همان مشكل را داشته باشند یا كسی را بشناسند كه مبتلا به این مشكل است علاوه برداشتن امكان صحبت با دیگران، ما می توانیم دریابیم چطور سایرین با یك مشكل مشابه برخورد  كرده اند.

گروه های خود یاری : این گروهها یك روش خوب ارتباط با افراد با مشكل مشابه است. آنها قادر خواهند بود درك كنند شما در چه وضعیتی هستید و ممكن است بتوانند روشهای مفید برخورد با مشكل را پیشنهاد كنند.این گروهها ممكن است روی اضطرابها و ترسهای مرضی تمركز كنند یا ممكن است از افرادی تشكیل شده باشند كه تجربیات مشابهی را از سرگذرانده باشند.

 -گروههای زنان، گروههای والدین داغدار، بازماندگان گروههای مورد تعرض

- یادگیری تمدد اعصاب یافتن روش ویژه برای تمدد اعصاب ( ریلاكس) كه كمك می كند تنش و اضطرابمان را كنترل كنیم كه یك روش كمك كننده خیلی خوب است. ما می توانیم از طریق گروهها و متخصصین امر این روش ها را فراگیریم اما كتابها و نوارهای تصویری متعددی وجود دارند كه از طریق آنها ما می توانیم خود را آموزش دهیم  ایده خوبی است كه این مهم را بطور مرتب و نه فقط در هنگام بروز بحران تمرین كنیم.

روان درمانی: این یك روش متمركزتر گفتگو درمانی است كه می تواند به ما كمك كند تا اضطرابهایمان را درك كنیم و به استدلال در مورد دلایل ایجاد شان بپردازیم كه خود قبلا" قادر به شناختشان نبوده ایم. درمان می تواند در یك گروه یا بطور انفرادی صورت پذیرد و معمولا" بطور هفتگی برای ماههای متمادی برگزار  می شوند. روان درمان ها می توانند مدرك تحصیلی پزشكی داشته یا نداشته باشند.

اگر این كافی نباشد انواع متعدد كارشناسان دیگری هستند كه می توانند كمك كنند پزشك خانوادگی، روانپزشك، روانشناس، مددكار اجتماعی، پرستار یا مشاور

درمان دارویی : داروها می توانند نقشی را در درمان برخی بیماران مبتلا به اضطراب یا ترسهای مرضی ایفا كنند.شایع ترین آرام بخش ها داروهای مشابه والیوم، بنزودیازپین ها ( اغلب قرصهای خواب آور همچنین به این گروه داروها تعلق دارند) هستند. آنها در تخفیف اضطراب بسیار موثرند اما ما می دانیم كه آنها می توانند پس از فقط چهار هفته استفاده مداوم اعتیادآور باشند، ( وابستگی ایجاد كنند). وقتی بیماران سعی در توقف استفاده دارو می كنند ممكن است علائم ناخوشایند قطع دارو می توانند تا مدتی ادامه یابد. این داروها فقط باید برای مدت كوتاه و احتمالا" برای كمك در دوران بحرانی بیماری مصرف شوند. آنها نباید برای درمان درازمدت اضطراب مورد استفاده قرار گیرند.

ضد افسردگی ها : می توانند به كاهش اضطراب علاوه بر افسردگی كه معمولا" به آن خاطر تجویز می گردند كمك كنند. در برخی حتی بنظر می رسد كه دارو روی انواع خاصی از اضطراب، یك اثر ویژه دارد.

یكی از جنبه های منفی این داروها این است كه معمولا" بین 4-2 هفته طول می كشد. تا اثربخشی دارو ایجاد شود و برخی از داروها ممكن است سبب تهوع، خواب آلودگی، سرگیجه، خشكی دهان و یبوست شوند. در صورت مصرف یك نوع بخصوص ضد افسردگی MAOI ( مهاركننده های مونوآمینواكسیداز) ممكن است شما مجبور به پیروی از یك رژیم غذایی مخصوص شوید. لطفا" برگه آموزشی ما در ارتباط با  ضد افسردگی ها را مطالعه كنید.

بتابلوكرها معمولا" جهت درمان فشارخون بالا استفاده می شوند. در مقادیر كم، لرزش بدنی اضطراب را كاهش می دهند و می توانند كمی قبل از ملاقات با مردم یا سخنرانی مصرف شوند.

 

 


فروشگاه اینترنتی mp3 player
چسب لاغری بوتانیكال اسلمینگ
خرید ام پی تری پلیر پرندگان خشمگین